اقتصاد قاطری

کاريکاتوری از http://seraj60.blogfa.com/ (نا اميد نباشيد يهو ديديد با همين اقتصاد سرامد کشورهای جهان شديم)

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٤


اميدوار باشيم...

سلام به دوستان عزيز....فقط می تونم بگم دوستان اميدوار باشيد...ما نمی توانيم جزء اميد داشتن و اميد دادن اميدی به اينده داشته باشيم....

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٤


اينده ی نامعلوم

اينده به کجا خواهد رفت؟ما به کدام سوی اين ظرف کشيده خواهيم شد؟به سمت شمال ان يا به سمت جنوب؟ميريم به قسمت خوبش يا ميريم به سوی ناگواريهاش؟اين سوالهايی که با خودت ميگويی؟تو چکاره ای بودی....تو چکاره ای هستی...تو چکاره ای خواهی شد...اصلا مهم هست که من چکاره بودم و هستم و خواهم شد...ايا من می توانم در عرصه ی اين گيتی غدار نامی نکو داشته باشم....ايا بورس اين بردار کوچکم خواهد ماند...با خبری دردناک او گريست...من گريستم...هر دو همديگرو بغل کرديم و گريستيم...اری ...از اين بدتر ميشد؟سرنوشت ما به کجا خواهد ختم شد؟چه کسی مسئول اين اشتباه هست؟چه کسی....چه کسی...اه خدای من....چرا بايد برادرم را در اين وضعيت مشاهده کنم...مگر او چه گناهی کرده...مگر او چه کاری کرده که بايد اينجوری تاوانشو پس بده...مگر او چيزی جز دوستی و صفا با دوستانش ميخاست..او به من ميگفت شوقی بسيار بهش دست ميدهد که می بيند دوستانش از او سود می برند...او دوستی خوب برای انها بود...همه از او به گل سرسبد محله نام می بردند...ولی...تاسف...تاسف که حسودان تنگ نظر نمی خواستند او باشد...سوء قصد شد...مجبورش کردند در شهرهای ديگر هم باشد...او بيشتر از گذشته با شناخته شده بود...همه به او چشم يه رفيق پولدار نگاه ميکردند و ميخاستند از او سود بگيرند...تا پول داری رفيقتم...بنده ی کيف پولتم....چند ماهی گذشت...به او قوانينی رو تحميل کردند...او را مجبور کردند...او نمی توانست حرفايش را بگويد..بعد از ظهرها که از کار ميومد تو خودش بود...ديگه مثل سابق نبود...او افسرده شده بود...شب هنگام زمانی را که به شهاب سنگها خيره شده بود تنها يافتم...گفتم چته برادر؟حواسش به من نبود...گفتم چرا به من جواب نميدي؟در يه لمحه ديدم دريای وجودش طوفانی شد....زد به گريه...مهبوت مانده بود...او کسی بود که هيچ وقت خنده از لبانش گم نميشد...ولی چرخش روزگار او را اينچنين کرده بود...پيش دکتر بردم....چند بسته ای سيتالوپرام ۳۰ و پروپانول برايش تجويز کرد...ارامتر شده بود ولی ديگر مثل گذشته ها نبود...او هر روز لاغر و لاغرتر ميشد...انچنان که هيشکس او را نميشناخت...ديگر هيجکس با او نبود...او تنها شده بود و منهم گرفتار کار و زندگي...از وقتی که او ضعيف به ان وضعيت مبتلا شد او را به گوشه ای گذاردند و منهم برای چرخيدن زندگی مجبور بودم تا نزديکای شب کار کنم...شب خسته و کوفته به خانه می امدم...او خوابيده بود ولی با صورتی غمگين...ناراحت بودم...چرا اينگونه شد...ديشب هم خبری غمبار شنيدم...به شورا رفتيم...دگر چه کسی به بورس اهميت می دهد....قصد کردم به او نگويم تا بدتر نشود...ولی....می شود اين خبر را از او پنهان دارم؟تا کی می توان دروغ بگويم...تا کی؟!براستی اينده ی ما به کجا خواهد رفت....به سمت روشنايی يا تاريکی؟به کجا خوهد رفت....؟

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ،۱۳۸٤


شهربازی بورس

اين روزها بازار رو به سرازيريه...يه سرسره بازی به راه انداخته که ادم حالت تهوع ميگيره...خوب منم زياد نمی دونم واسه ی چی اينجوريه...دلايلی که ميشنويم از گوشه کنار شايد تا حدی تاثيرگذار باشند ولی به نظرم بازار به خاطر دلايل نامعلومی داره به اين سرسره بازيش ادامه ميده...ديگر تحليل مانند گذشته جواب نمی دهد...ديگر هيچکس رنگ سفيد را نمی بينيد...همه در وضعيت زرد هستيم...چرا؟چرا بازار اينگونه شده؟ايا بايد دنبال مقصر گشت؟اری..خير...هيچکدام!اينطوريا هم نيست... ما هم جزئی از اين بازار هستيم و ايرادهايی داشتيم...اری...ما...

بر من همه عيـب‌ها بگـفتـيد يا قـوم الي متي و حتـّام

ما خود زده‌ايم جام بر سنگ ديگر مزنيد سنگ بر جام

دلهره ای که در سال ۸۰ و ۸۱ داشتم به وقوع پيوسته...اری ما با فرهنگ بورس اشنا نيستيم...همانطوری که فرهنگ جهانی ترافيک را سطحی ياد گرفته ايم. در اين بازار نوپا به دنبال کسب سود زياد کارهايی کرديم که بازار را خراب کرد...بدجوری مريضش کرديم...معتاد شد!چرا؟چون سهامدارها فقط به فکر خودشون بودند...اگه يه زمانی بازار دهان باز ميکرد ميشد حدس زد که چه ها خواهد گفت...چه تنگناهايی رو تحمل کرده...ميگه که ما رفيق نيمه راه بوديم براش...اری ما او را فقط به خاطر پول دوست داشتيم...سخنم با تو نيست بلکه همه ی ما يه جورايی پامون گيره...اری...هوا سرد است...همه دنبال مقصرند...همه در فکر سودند...همه در فکر خودند...پس کی به فکر بازار است؟!اری فلسفه ی بازار کسب سود است ولی به چه قيمتی؟!به قيمت زير پا بردن و له کردن بازار...به  قيمت فنا کردن همه چيز و چشم پوشی از بسياری ناجوانمردی ها!بازار و دوستاش تحمل ميکند ولی يادتان باشد که صبر هم حدی دارد...اميد دارم که صبرمان  فايده ای داشته باشد...اميد دارم....اميد دارم....

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤


تحليلی بر سيمان کرمان

سلام دوستان اميدوارم كه خوش و خرم باشيد...شايد تحليل كردن و تحليل خوندن تو اشفته بازار صبر و حوصله ميخاد.اول فكر كردم با طنز صحبتي با شما كنم ولي كسي نظر خوشي نشان نداد گفتم شايد مطلبي كه از روي حساب كتاب باشه و فني حتما باب ميل دوستان است(البته سواد علمي بنده تو بورس بيشتر مطالعه و تجربه بوده-البته مطاله هايي كه برام سنگينه ولي سعي مي كنم هدف نوشته رو بفهم)
اين تحليلي كه در پايين مياد تحليلي است از دوست عزيزمون اقاي شهدايي-ايشون اين تحليلو در وبلاگشون اوردند.در مورد سكرمان من تحليل خيلي كم ديدم و به جا ديدم كه اين تحليلو در اينجا بيارم(لينكشو ميذارم چون متاسفانه تصويرا نمي تونم بيارم) به اضافه مبلغي تعلقات از بنده!سيمان كرمان از شركتهايي قديمي كه من دليل تقريبا ناشناخته بودن اين سهمو نمي دونم(بعضي دوستان ميگند از سرمايه گذاري در سهامي كه بانك ملي مالك باشه خوششون نمياد-چون ونيكي بازار ساز خوبي نيست)...در ضمن اين شركت جزو اولين شركتهاي خصوصي شده هست-در ابان ۵۱-قديمي ترين فكر كنم بين المللي محصولات پارس باشه-بهمن۴۷(در مورد خصوصي سازي مطلب جالبي خوندم كه مي خواستم براتون در تاپيكي جداگانه بيارم ولي به دليل اينكه علي كنكوري هستيم خلاصه اي از انرا ميگويم:نويسنده ي مقاله هدفش از تحقيقش بررسي تاثير خصوصي سازي شركتهاي دولتي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر بازده سهام انها-فرضيه اصلي تحقيق ميگفت كه اثر مثبتي داره و نويسنده با تجزيه و تحليل داده ها-يه چيزايي مثل روش هاي توصيفي/ استنباطي /ازمون شاپيرو /ازمون فريدمن به اين نتيجه رسيد خصوصي سازي تاثير مطلوبي بر بازده سهام شركت ها نداشته است كه دلايلشو عبارت از تعيين غير واقع گرايانه هدفها/فقدان برنامه ي جامع و وجود شتابزدگي/خصوصي سازي بدون تجديد ساختار/تخصص غير كافي/وجود مسايل فني مهمي از قبيل قيمت گذاري بالا و ... خلاصه به اين فكر رفتم كه چرا نبايد اثر مطلوبي داشته باشه-از تجزيه و تحليلاش چيز زيادي بارمون نشد ولي مهم نتيجش بود كه برام حيرت اور بود)
ببخشيد از بحث اصلي جدا شديم laugh.gif من اول پيشنهاد مي كنم شما تحليل اقای شهدايی رو بخونيد(تا بي ادبي نباشه)و در اخر اضافاتي از اينجانب... cool.gif
خوب خونديد حالا يه نفس عميق بكشيد و بريم سر تحليل ما!تحليل اقاي شهدايي كامل بود و من فقط ميخام يه سري اطلاعات از افزايش سرمايه اخير اين شركت و هدف اونو بيارم.سيمان كرمان در گزارش توجيهي خودش از افزايش سرمايه نكاتي رو اورده.من سعي كردم چيزايي كه مهمه رو بيارم.
۱-شركت در افازايش سرمايه سيمان مازندران در سال ۸۳ بميزان ۲۰۰ درصد و در سال ۸۴ بميزان ۱۰۰ درصد كه جمع افزايش سرمايه هاي مذكور بالغ بر ۱۵۰.۰۰۰ ميليون ريال است كه سهم شركت سيمان كرمان به ميزان ۳۰.۰۰۰ ميليون ريال خواهد بود.گفتني است شركت در حال حاضر ۲۰ درصد سهام سيمان مازنداران را در اختيار داشته و با عنايت به برنامه هاي اتي شركت ياد شده و وضعيت مالي فعلي ان شركت در افزايش سرمايه مزبور كاملا داراي توجيه اقتصادي مي باشد.
۲-خريد ۳/۳۳ درصد و قابل افزايش تا ۴۹ درصد سهام سيمان ممتازان كرمان(سهامي خاص)از ديگر برنامه هاي شركت مي باشد.لازم به توضيح است كه شركت سيمان ممتازان در شهر كرمان واقع بوده و در اتيه از رقباي شركت محسوب مي گردد.با خريد سهام مزبور ضمن حذف رقابت و كاستن از هزينه هاي مرتبط با ان و همچنين ايجاد امكان انتقال پتانسيل سرمايه گذاري شركت در ساير مناطق كشور منافع مالي قابل توجهي نيز عايد شركت خواهد شد.لازم به ذكر است كه بهاي خريد ۳/۳۳ درصد سهام شركت مزبور با سرمايه ۱۸۰۰۰۰ ميليون ريال بالغ بر ۸۲۴۰۰ ميليون ريال مي باشد(از افزايش سرمايه سكرمان مبلغ ۷۳.۴۴۰ ميليون ريال از محل مطالبات حال شده سهامداران و اورده نقدي بوده و ۸.۹۶۰ ميليون ريال هم از محل منابع جاري شركت بوده)(در ضمن من حساب كردم يعني به ازاي خريد ۶۰۰۰ سهم هر سهم حول و حوش قيمت ۱۳۵۰ تومان كه از قيمتهايي كه سازمان خصوصي سازي عرضه ميكنه به نظرم بهتره!)-ادامه ي مطلب-كه با توجه به شرايط بانك اعطاء كننده تسهيلات مالي ارزي و ريالي سرمايه شركت ياد شده بايستي تا ۲۶۰.۰۰۰ ميليون ريال افزايش يابد.
۳-بهينه سازي ماشين الات توليدي جهت افزايش ظرفيت توليدي روزانه شركت به ميزان ۲۰۰۰ تن
۴-طرح توسعه سيمان كرمان تحت عنوان واحد ۴ كه به دلايلي منتفي شد...(در پايين علت ذكر ميشود-عجله نكنيد!)
از كليات طرح افزايش سرمايه من فقط به مزيتهاي نسبي اشاره مي كنم.
۱-معدن كارخانه با ذخيره ۲۵۰ ميليون تن مواد بدون انفجار با برداشت سطحي در فاصله ۱۰۰ متر با كارخانه كه در بين معادن ساير شركتها از ويژگي استثنايي برخوردادر است.
۲-امكان ساخت انواع تيپ هايگرانتر و مرغوبتر بدون تحمل هزينه ي اضافي
۳-عدم مشكل توزيع سيمان به خاطر مجاورت با اتوبان كرمان-تهران
۴-وجود سه خط انتقال نيروب برق ۱۳۲kv در مجاورت كارخانه
۵-تامين سوخت مصرفي از خط انتقال لوله گاز ورودي به استان
۶-تامين اب كارخانه از چاه اب داراي كيفيت مطلوب! blink.gif
۷-وجود مديريتي با تجربه در صنعت سيمان rolleyes.gif و مورد حمايت مقامات محلي!

در ضمن دوره بازگشت سرمايه (در مورد پروژه ممتازان)در محيط تورمي با سرمايه ۱۳۰.۰۰۰ ميليون ريال ۹۸/۱ سال پيش بيني گرديده است كه با لحاظ افزايش سرمايه شركت تا مبلغ ۱۸۰.۰۰۰ ميليون ريال(در زمان خريد سهام)و ثابت فرض نمودن ساير پارامترهاي پروژه به ۴/۲ سال افزايش خواهد يافت.
ارزش فعلي درامد حاصل از سرمايه گذاري هم براي يك دوره ۱۵ ساله از زمان بهره برداري پروژه با لحاظ افازيش سرمايه تا مبلغ ۱۸۰.۰۰۰ ميليون ريال(در زمان خريد سهام) بالغ بر ۴۶۳.۵۲۷ ميليون ريال مي باشد كه اين مبلغ بيش از ۶/۵ برابر مبلغ پرداختي شركت براي تصاحب ۳/۳۳ درصد شركت مزبور مي باشد.(پس از كسر ماليات به ۱۲/۵ مي رسد).
بررسيهاي فوق حاكي از انست كه سرمايه گذاري در پروژه مزبور به طور متوسط ساليانه(تا ۱۵ سال پس از بهره برداري)۳۰.۹۰۲ ميليون ريال قبل از كسر مالياتـ۵/۳۷ درصد نسبت به ملغ سرمايه گذاري)و ۲۸.۱۰۹ ميليون ريال پس از ماليات(۱/۳۴ درصد نسبت به ملغ سرمايه گذاري)به قيمتهاي سال سرمايه گذاري عايدي خواهد داشت.
سرمايه گذاري در اين پروژه باعث حذف رقابت و ايجاد امكان جابجايي نيروهاي متخصص و استفاده از امكانات توليدي و فني يكديگر در صورت ضرورت مي گردد.همچنين ايجاد امكان انتقال پتانسيل سرمايه گذاري در ساير مناطق كشور از جمله منطه ساروج بوشهر.گفتني است كه شركت قبلا قصد ايجاد واحد ۴ خود با ظرفيت توليد روزانه ۳۳۰۰ توليد در كرمان را داشت كه با فعال شدن شركتهاي سيمان ممتازان كرمان/سيمان رفسنجان و سيمان بعثت توجيه اقتصادي خود را از دست داد.لذا شركت با خريد سهام شركت مزبور ضمن حضور فعال در بازار داخلي منطقه مازاد توان سرمايه گذاري خود را به منطقه ساروج بوشهر كه از نظر صادراتي منطقه استراژيك محسوب مي گردد انتقال دهد.
اخيش...اوف...خسته شدم... blink.gif اميدوارم كه به دردتون بخوره.قضاوت ميذارم به عهده ي شما ولي به نظر من تو اين قيمت ها هم براي خريد خوبه...حول و حوش ۲۰۰۰!راستي براي ما تو قبولي در كنكور(البته رشته ي دلخواه و البته تهران!و صد البته سراسري! laugh.gif )دعا كنيد...ممنون ميشم.

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٤


گفتگويی دوستانه

سلام. سال 84 شروع شده و بورس هم سه روز کاری رو گذرونده... اکثر سهام هم یا مثبت بودند یا بی تفاوت به بازار!

همگی ما سفره هفت سین رو با هزار ارزو و دعا  برای خودمونو و خانوادمون ترک کردیم... حدس بزنید راس ساعت 4:24:06 روز اول فروردین یه عالمه درخواست به سوی خدا روانه شده...خدا و فرشته هاش حتما روز پرکاری رو داشتند...راستی اون موقع از خودمون پرسیدیم که من سال گذشته چه کارایی باید می کردم و نمی کردم؟!... ایا من پیشرفت داشتم یا پسرفت؟!... تو وجدانمون از خودمون راضیم یا نه؟!

بریم به خانه ی دبیرکل... به نظر شما دبیر چه ارزوهایی داشته؟!حدس زدنش مشکله!سالی که دبیر پشت سر گذاشت سال پر حادثه بود...سالی که چندبار شایعه برکناری او به گوش همه ی ما رسید...سالی که اکثر سهام منفی خوردند به خصوص سیمانی ها... بازار گویا نمی خواست سرشو بالا بگیره... ما نمی خواهیم به دبیر ایراد بگیریم بالاخره هرکسی اشتباهاتی میکنه ولی دبیر اشتباهاتی رو مرتکب شد که بنده به عنوان کوچکترین و کم سن و سال ترین عضو بورس واقعا تاسف خوردم...راستش از وقتی که دبیر کنونی به مقام ریاست سازمان بورس رسید یه احساس بدی بهم دست داد... می دونستم که سالهای بعد به خوبی سال 79-80 نمیشه...

ولی چرا باید این احساس بهم دست بده... دبیر محترم از دانش و بار علمی خوبی کافیه ولی نمی دونم چرا کارهایی کرد که من براشون دلیلی نمیدیم... شاید من اشتباه می کنم ولی این حرفی که می زنم حرف حداقل 2 میلیون سهامداره...حرف دلمونه...نمی دونم شما مجله ی بورس رو میخونین یا نه؟!در هر شماره  در صفحات 2 الی 4 و بعضا گاهی اوقات بیشتر بخشی به نام دیدگاه مدیر مسئول هست... دیدگاههایی که واقعا زیباست ولی دبیر عزیز کمتر اونا رو به اجرا گذاشته(شاید ناشی از عدم اقتدار باشه- ولی فکر کنم دبیر از حمایت کافی برخورداره  )به برخی از این عناوین نگاهی می کنیم...

کاهش ریسک نخستین اولویت بازار سرمایه- بین المللی شدن بورس تهران و ... . اینها عناوینی بود و دبیر در انها دیدگاهشو ارائه کرده بود ولی چیزی که من دیدم و فهمیدم متاسفانه چیزی جز باد هوا نبود. دبیر محترم خودش رو کلمه ای مانند فرهنگ سازی تاکید داره  و این کارو سالهای گذشته از طریق تلویزیون و رسانه های ارتباطی و نوشتاری به خوبی شروع کرد  ولی از سال گذشته وقتی از اشتباهاتی که بیشترین سهمو وی داشت خسارت دید دیگر کمتر اومد و حتی در سخنرانی ها با سری افتاده در عرصه ظاهر شد... دبیر کل عزیز نباید کاری که خودش شروع کرده و فرض بگیریم اشتباه بوده به فراموشی بسپاره... او باید جرات اینو می داشت که اشتباهاتشو جبران می کرد ولی در این چند ماهه اخیر دبیرکل محترم به جای اینکه در خدمت امروز باشه به فرداها فکر میکنه...حکایت است که کودکان و نوجوانان در زندگی بیشتر موفقند چرا که نه مانند جوانان به اینده فکر میکنند و نه مانند پیران به گذشته...ما باید از امروزمان حداکثر استفاده رو بکنیم... امری که حتی خود من هم سعی می کنم بتوانم بر ان چیره شوم... اقای عبده بهتر بود به صندلی که اینک در ان نشسته فکر می کرد نه به صندلی هایی که در ذهن او چیده شده اند... در اخر کلام امیدوارم که کسی از بابت حرفام کینه به دل نگیره و بدونه این حرفا یه گفتگوی دوستانه بود...

 

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٤


روايتی از بورس

سلام دوستان.اين مطلب از اقاي ناصر بهزاده.يكي از دوستان نزديكم كه وضعيت بورس رو تو قالبه يه داستان براتون اورده.قسمت شعرش خيلي باحاله...
قرار بود اين مطلب تو يه روزنامه اي چاپ بشه ولي بدقولي شد و به ما اين مطلب دادند تا حداقل شما دوستان بخونيد و نظرتونو بديد.فقط براي دل خودشون اين كار رو كردند...موفق باشيد wink.gif (حق نويسنده محفوظ است از روزنامجات خواهشمندم كپي نكنند كه ازشون دلخور ميشم و ....)
ترقی در چنین بورسي محال است که در این بورسمان قحط الرجال است
خرابی از جنوب واز شمال است بر این سهامدار اطلاعات وبال است
باید پرده کشید ز اسرار که گردد شرح ریزش قیمتها پدیدار
"دریغ از راه دور و رنج بسیار"
اگر پیدا شود در جهان بورسی بماند بورس تهران همراه ناخدایی
دارد جاشوهایی مایه دار و منعمی که مردم به انان گویند پولکی
از سویی بود مبنا و از سویی دستکاری وای بورس کجا رود زین بازی
شده بورس اسباب بازی افرادی سهامدار وز ان نقشی ندارد الا نخودی
شود قضایا هر بار ماسمالی ولی اشکار شود حقایق به روشنایی
"دریغ از راه دور و رنج بسیار"
در حالیکه بورس تهران پا به چهلمین ورود به بازار سرمایه می گذاره با ناراحتی و چهره ای اخمو شمع های سیاه کیکشو فوت میکنه{جشن تولدی که نشانه ی بالغ و پخته بودن اوست، ولی گویا هنوز طفلی نوپاست}.بورس برای اینکه کسی چشم های ابری شو نبینه چشماشو می بنده.به گذشته می ریم...به زمانی که بورس شاهد جدا شدن پدر و مادرش بود.3 سال پیش بود...او هنوز از این خاطره ی بد رنج می بره.او به پدرش خیلی وابسته بود. همه ی ما از مادر زاده میشیم ولی کوچولوی داستان ما با اینکه از مادر زاده شده بود ولی این پدر بود که او را زنده کرد...او به روح خسته ی فرزندش نفس مسیحا دمید و او را تولدی دوباره داد... با افزایش اعتماد به نفس بورس و حمایت پدر از او چند سالی مثبت بود...انچنان مثبت که پروتونهای هسته فورا از او دفع میشدند!!!مردم بیشتر به بورس علاقه مند شدند و بورس ما هم خوشحال و شکرگزار از ایزد منان...این روند تا چند سال ادامه داشت تا اینکه ان حادثه ی تلخ اتفاق افتاد...مادر بورس از اینکه شوهرش بورس رو سر و سامانی داده و قانونمندش ساخته بود و همه از پدر بورس به عنوان شروع کنننده ی این تحولات نام می بردند ناراحت بود...حسودی وجودش فرا گرفته بود. برادران و دوستان مادر به مادر از این وضعیت به وی گله می کردند و بین این زن و شوهر اختلاف انداختند و طلاق رو تو مسیر زندگیشون قرار دادند. مادر با اعمال نفوذی که داشت توانست حضانت بورس رو به عهده بگیره و پدر پس از جدایی از یگانه فرزندش خسته و دل شکسته از انجا پر کشید... او به سازمانی دگر رفت ولی انجا هم به خاطر دوری از فرزند دوام نیاورد و استفعای خود را تقدیم سازمان کرد، مخالفت هایی شد ولی سرانجام درخواست پذیرفته شد. مادر بورس پس از جداشدن از شوهرش با یه دکتری ازدواج کرد. دکتر ریاست تربیت و اعمال رفتار بر بورس را عهده دار شد.این مرد کارهایش بر پایه ازمون و خطا بود. بورس و مردم چندان از این وضعیت راضی نبودند ولی خوب پدر ناتنی صاحب اختیار بورس بود و بورس کاری نمی توانست بکند. به مادر گله و شکایت کرد:او با من مثل موش ازمایشگاهی رفتار میکنه... برخوردش با من مثل برخورد با اجر و سیمانه!هر وقت یه قدم جلو میگذارم میگه ایست، سر جات بایست!قرار بود برام کامپیوتر بخره تا بهتر با مردم ارتباط برقرار کنم، میگه چه عجله داری؟! بذار یه سیستم جدیدتر بخرم...هر روز سیستم عوض میشه! این اقا رفت گفت بشتابید و گفت ما پتانسیل بالایی برای پذیرش داریم ولی نتیجش رو دیدیم...شاخص ها منفی شد...
بورس چندتا دایی سرمایه گذاری داره که فقط به فکر سودهای کلان اند و با انتقال سهام به زیرمجموعه هاشون{کارای غیر عملیاتی}کسب سود غیرواقعی می کنند و سهامداری با جیب پر میاد و با جیب خالی برمیگرده...
عموهای ناتنی بورس هم تو کار اوراقند... برای برادرشون شیرینی خامه ای دادند و گفتند: برادر چند روزی مرخصی بگیر... بذار هم بورس یه نفسی بکشه هم خستگی از تنت بیرون بیاد...!
اینها افکاری بود که بورس تو ذهنش با اونا کلنجار می کرد. راستی!می دونید تو تولد چهل سالگی بورس هدایا چی بود؟!هدیه ی موج سوارها و دایی ها و عموهای ناتنی چندین هزار متر زمین و ساختمان برای گسترش فیزیکی(نه شیمیایی) بورس بود.هدیه ی سهامدارها هم یه طومار طویل پر از گله و شکایت!
بورس وقتیوضعیت منفی و شسقوط خودشو می بینه تحملش تموم میشه و یه نامه برای مادرش می نویسه که دیگه خونه برنمیگرده و میره دنبال باباش. بورس از خونه فرار میکنه.دوست کوچولوی ما شبو تو یه مهمونخونه تو میدان راه اهن می خوابه.صبح با سوت قطارها بیدار میشه و از مهمونخونه میزنه بیرون،دنبال باباش...اونجا...انجا... همه جا رو میگیرده ولی هیچکسی از باباش خبری نداره.همین جور که داشت قدم میزد میرسه به یه روزنامه فروشی...یه پول میخره و می بینه عکسشو جزو گمشده ها با مشخصات و مژدگانی 500 میلیارد تومانی زدند. قسمت بازار مالیشو روزنامه رو میاره می بینه پر از نظراتی که دلایل افت قیمتها رو تحلیل کردند{کارشناسان:به علت فروش نرفتن اوراق مشارکت.../عوامل درونی و بیرونی بورس را فلج کردند(راستی دوست ما واکسن فلج اطفال نزده!)/ در پیشرو داشتن انتخابات ریاست جمهوری...}روزنامه رو می بنده و راه می افته...بورس خسته از جست و جو شبو نمی دونه کجا بخوابه...اگه برگرده مهمونخونه لو میره!شما جایی بهتر از پارک سراغ دارید...تو پارک یه جایی پیدا می کنه و شبو اونجا می خوابه... فردا صبح جست و جو رو شروع میکنه ولی انگار سرنوشت دوست نداره پسر و پدر همدیگر رو ببینند...بورس ناامید از همه جا و همه کس به پارک پناه میاره ولی دریغ از گرگ های گرسنه ی پارک... بهش سیگار تعارف می کنند:رفیق یه پک بزنو غماتو فراموش کن و انگاه این کار مقدمه ای برای معتاد شدن بورس شد و سرانجام کوچولوی ما مثل یه حباب می ترکه و نابود...
دینگ...دینگ...تلفن زنگ میزنه...مادر بورس گوشی رو بر میداره...خانم بورس!
بله بفرمایید. من از کلانتری خاوران تماس میگیرم...جسد پسر شما رو پیدا پیدا کردیم...وای چه احساسی به مادر دست میده...مثل اینکه به شما بگند شرکتی که سهامشو خریدید ورشکست شد!!!مادر خودشو نمی بخشه... تنها و غمگین میره پزشکی قانونی...بهش میگند وقتی جسدو پیدا کردند از نعش بورس کرمهای دلال بیرون اومدند تا جایی دیگه ای رو برای مافیای خود پیدا کنند...مادر از شوهر طلاق میگیره... بورس بهش گفت ولی مادر غرق در توهمات بود...او بار دگر در زندگیش شکست خورده بود...
اینجا قطعه ی 40 ردیف 25 ، قبر بورس است...بر سر سنگ او این سخن نقش بسته است:چه بسا مرگ برای من بهتر از دروغ و ریاست. بر سر قبر او فقط پدر و مادر و سهامداران اند.انها همدیگر را یافتند ولی پس از پرپر شدن گل زندگیشان.هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ،۱۳۸۳


بورس پرورش بدون اموزش

سلام دوستان.امروز مي خواستم درباره يه بحث با شما صحبت كنم...همينطور كه مي دونيد ديروز بورس ساری افتتاح شد...و همچنين روزها و ماههاي گذشته تالارهاي منطقه اي زيادي به دست دبيركل فعلي افتتاح شده است.كاري كه دبيركل پيشين اقاي ميرمطهري انجام نداده بود.از يه ديدگاه كار اقاي عبدوه به رشد فيزيكي بازار كمك مي كنه ولي دبيركل طرف ديگر قضيه رو نديده يا نمي خواد ببينه...از سال ۸۲ به بعد تعداد خريداران و رشد قابل توجهي در حجم معاملات ديده ايم ولي يه سواي كه مي مونه اموزش اين افراد تازه وارده...ببينيد هر كاري يه فرهنگي داره.يه سازوكاري داره...بايد مفاهيم اصلي اون رو بدوني تا واردش بشي...الان بورس قضيه اش يه جورايي شبيه موبايل شده...زماني كه موبايل سوددهي خوبي داشت مرد خانواده وسايل و لوزام خونشو مي فروخت تا در موبايل اسم نويس كنه...بعد ها هم سوددهيش به كمتر از قبل رسيد تازه فهميد چه ضرري كرده.صحبت من با سازمان بورسه!سازمان بورس تا حالا كلاسهاي توجيهي به درد بخوري به سهامدار ها اراپه كرده!؟به جز نمايشگاه سرمايه كه يه كلاس ۳۰ دقيقه اي با بار علمي كم بود من چيزي به خاطرم نمياد...
هدف سهامداران كسب سوده ولي اگر به خاطر برخي ندانمكاريها به ضرر تبديل بشه...اين نارضايتي و سرخوردگي رو كي بايد پاسخگو باشه...نمونش شركت صدرا و اذراب و ماشين سازي اراك و هم اكنون سيمانيها كه مورد اخري بدجوري يقه ي سهامدار رو گرفته...حال بيام خريداران سهام رو طبقه بندي كنيم...
تو گروه اول كه شركتهاي سرمايه گذاري حضور دارند...شركتهايي كه چند تا شركت زير مجموعه باز مي كنند و هي فلان سهم مي ريزند تو فلان زيرمجموعش و باز مي خرند و هي ببر و بيا مي كنند.كاري كه ميشه باعث ميشه سود غيرعملياتي شركت بالا بره و سهامداراي تازه كار فكر كنند شركت به خاطر فعاليت مفيدش سود كسب كرده(خبر ندارند كه جريان از چه قراره)مثل وپترو كه قبل از اقاي پورقناد از اينكارا مي كرد.شركتهاي سرمايه گذاري با در اختيار گرفتن كارشناسان خبره معادلات سود اوري با ديد بلند مدت مي كنند و كمترين دصد معامله گران رو شامل ميشند.
گروه دوم سفته باز هاي عزيزند كه همه جاي ايران حضور دارند...حجم معاملاتشون قابل توجه ولي معاملاتشون كوتاه مدت و نوسان مي گيرند.يه عده جمع ميشند و ميرند روي يه سهم مانور ميرند بعد از كسب سود كلان خدافظ...
گروه ديگر هم سهامداراي خرد خرد شده اند..ديدشون بلند مدت و جهت حفظ سرمايه و حتي شايدم اصلا ندونند كه چي سر سهمشون اومده...اين گروه بخش عمده ي بازار رو تشكيل مي دهند ولي از كليه امكانات فرهنگي ورزشي مجموعه سازمان بورس بي بهره اند...گروهي كه هيچ كاري براشون نشده...ولي دبيركل ميگه كه به خاطر كاهش ريسك طرحهايي مثل سبد سهام و اوراق مشاركت با سود معين و از اين چيزا داره...اين طرح ها خوبه ولي به روز كردن و كامل كردن دانش اين گروه كه فنداسيون بورس اند رو كسي انجام داده...متاسفانه تو اين چند ساله بيشتر اعمال دبيرها تو ازمون و خطا بوده...كاري كه در اينده حتما گريبانگير كل بورس و بخصوص سهامدران نوپا ميشه...اميدوارم كه سازمان بورس محترم فكراشو بكنه و جواب بله بده و باعث پيوند زناشويي محكمي بين سهامداران و بورس بشه...اميدوارم....
(اين مقاله برداشتي از مقاله ي اقاي علينقي رفيعي امام از ماهنامه روند اقتصادي شماره نهم اذر ۸۳ مي باشد)

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۳


هموار سازی سود چيست؟

ابوالفضل نظری(با کوشش همایون)
مقدمه:
این مقاله به یکی از مباحث مهم مدیریت سود، یعنی هموارسازی سود می پردازد.به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینه ها و درامدها و یا به حساب گرفتن هزینه ها یا انتقال انها به سال های بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سودبدون تغییرات عمده برخوردار باشد.هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سرمایه گذاران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد.در این مقاله به روش های هموارسازی سود از یک طرف و از طرف دیگر به سازوکارهایی از قبیل ویژگی های کیفی اطلاعات و افشاء بیشتر باعث می شود مدیریت شرکت در فرایند هموارسازی موفق نباشد می پردازد.
هموارسازی سود و انگیزه های ان
یکی از اهداف اولیه مدیریت سود حفظ اعتبار شرکت است چرا که اعتبار باعث می شود شرکت کارا و پویا به حساب اید.کسب جایگاهی مناسب در میان رقبا و بازار سرمایه باعث می شود سرمایه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به شرکت نظر مساعدتری داشته باشند و شرکت از صرف هزینه های بیشتر در رقابت با سایر شرکت های مشابه بی نیاز شود و با هزینه ی کمتر اعتبار و وام دریافت کند.
مهم ترین انگیزه ی هموارسازی سود این باور است که شرکت هایی که روند سود مناسبی دارند و سود ان ها دچار تغییرات عمده نمی شود نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتری دارند.هموارسازی باعث بالا رفتن ارزش سهام شرکت در بورس و جذب سرمایه گذاران بالقوه برای ان می شود.نتایج تحقیقی در مورد 358 شرکت پذیرفته شده در بورس امریکا نشان داد که شرکت هایی که سود انها دچار تغییرات زیادی در طول سالهای قبل نبوده دارای ارزش سهام بالاتری هستند و در مقایسه با شرکت هایی مشابه بدهی کمتری دارند.سایر انگیزه هایی که باعث می شود مدیران در پی هموارسازی سود باشند عبارتند از:
1- دریافت پاداش های مدیریتی بیشتر به خاطر بالا بودن ارزش سهام:
وقتی سهام شرکت در بورس نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتری داشته باشد مدیران توقع دریافت پاداش بیشتری دارند.
2- پرداخت بهره کمتر در استقراض از موسسات اعتباری و بانک ها:
هموارسازی سود شرکت را در حال رشد نشان می دهد و این خود نمایانگر ریسک کمتر در مورد این شرکت است و به ان امکان می دهد با نرخ بهره ی پایین تری از موسسات اعتباری و بانک ها وام بگیرد و نقدینگی حاصل از بهره ی کمتر می تواند یکی از منابع مالی شرکت برای توسعه ی ان باشد.
3- جذب سرمایه:
روند رشد شرکت در تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتباردهندگان موثر است زیرا ان ها معتقدند این شرکتها ریسک کمتری دارند و برای سرمایه گذاری بهترند.
روش های هموارسازی سود
1- تنظیم زمان معامله:
در مورد رویدادهای مالی که با درامد و هزینه ی شرکت ارتباط دارند و تاثیر بر وجه نقد ندارند مدیریت می تواند با تاخیر در ثبت انها در پایان سال مالی به هدف خود که همانا هموارسازی سود است برسد.خیلی از شرکت ها علاقه مند هستند در پایان هر دوره گزارشگری(سالانه و میان دوره ای)با اعطای تخفیفات ویژه فروش و حساب های دریافتی را بالا ببرند.
2- روش های تسهیم هزینه:
مدیریت با اعمال نظر در مورد بعضی از هزینه ها مثل هزینه های تحقیق و توسعه و استهلاک سرقفلی می تواند سود شرکت را تغییر دهد. برای مثال مدیریت در زمانی که سود شرکت به صورت ثابت رشد می کند با تسهیم هزینه ی تحقیق و توسعه برای سال های اتی دست به هموارسازی می زند اما زمانی که افزایش فوق العاده ای در فروش خود دارد هموارسازی را با هزینه کردن تمام مخارج تحقیق و توسعه عملی می کند.
ابهام در تعاریف عناصر حسابداری
مبهم بودن تعاریف موجود در مورد عناصر حسابداری مثل دارایی و بدهی امکان می دهد بعضی از اقلام را به دلخواه خود طبقه بندی کند. برای مثال FASB دارایی را منبعی اقتصادی می داند که تحت کنترل یک شخصیت حسابداری و نتیجه ی معاملات و رویدادهای گذشته است.
والتر شویتس رئیس سازمان بورس اوراق بهادار و عضو سابق FASB معتقد است این تعریف کلی و بسیار مهم است خیلی از اقلام را می توان در ان گنجاند. این تعریف باعث می شود که اصل تطابق برای تمایز بین دارایی و خارج به طور کامل مورد استفاده قرار نگیرد. بر اساس این تعریف مخارج انتقالی فقط به این دلیل که منافع اتی ایجاد می کند دارایی به شمار می اید.گروهی از محققان معتقدند که ما باید با تمام دارایی ها مانند دارایی های نامشهود برخورد کنیم و بیش از هر چیز به معاملاتی توجه کنیم که حقی ایجاد می کند یا باعث افزایش حقوق قبلی می شود.
ویژگی های کیفی اطلاعات
برای فراهم کردن صورت های مالی شفاف و معتبر که در تصمیم گیری قابل استفاده باشد اطلاعات مالی که مبنای استفاده از این صورت های مالی است باید ویژگی هایی داشته باشد که موسسه با رعایت ان ها این اطمینان را ایجاد کند که صورت های مالی به صورت صحیح و منصفانه تهیه شده است.
FASB ویژگی های کیفی مربوط بودن، قابلیت اتکا و قابلیت مقایسه روش ثابت را برای اطلاعات در نظر گرفته است.اطلاعات باید مکان ارزیابی گذشته و پیش بینی اینده موسسه را به سرمایه گذاران بدهد و همچنین در براورد ریسک سرمایه گذاری موسسه به سرمایه گذاران کمک کند قابلیت اتکا در مورد اطلاعات از قابلیت رسیدگی و بی طرفانه و صحیح بودن ان اطلاعات سرچشمه می گیرد.اطلاعات منتشرشده درباره ی یک شرکت زمانی برای سرمایه گذاران مفیدتر است که بتوان ان را با شرکت های مشابه در زمان های مختلف مقایسه کرد.
اما نکته ای که باید به ان اشاره کنیم این است که استاندارهای حسابداری به تنهایی نمی تواند تضمین قابل قبولی برای مربوط بودن و قابل اتکا بودن اطلاعات باشد.بورس اوراق بهادار امریکا معتقد است استانداردهای حسابداری زمانی مطلوب است که قابلیت اجرا داشته باشند در صورتی که استاندارد درباره ی مساله ای واحد روش های مختلف را مجاز بداند مسلما قابلیت مقایسه اطلاعات از بین می رود و همچنین باید متذکر شد که برای بررسی کیفیت صورت های مالی از این دیدگاه که در تهیه ی انها استانداردهای حسابداری به صورت صحیح رعایت شده باشد باید صورت های مالی عملکرد سیستم حسابداری شرکت را حسابرسان مستقل رسیدگی کنند.
چه کسی هزینه افشاء بیشتر را می پردازد؟
موسسات دولتی غالبا برای افشای بیشتر اطلاعات هزینه ای صرف نمی کنند اما گروهی از استفاده کنندگان بخصوص سرمایه گذاران مایلند برای افشای بیشتر هزینه کنند چرا که با اگاهی کامل بهتر می توانند تصمیم گیری کنند و سود بیشتری را نصیب ببرند.افشای بیشتر باعث می شود که تعداد بیشتری از استفاده کنندگان توانایی استفاده از صورت های مالی را داشته باشد و همچنین افشای اجباری باعث می شود که مدیران امکان مخفی کردن بعضی اطلاعات را به نفع خودشان نداشته باشند.
اثرات افزایش مقررات افشای اطلاعات
تا زمانی که هر موسسه تهیه کننده ی انحصاری اطلاعات خودش باشد وضع مقررات برای افشای اجباری اطلاعات به استفاده کنندگان امکان می دهد اطلاعات مورد نیاز خود را به صورت رایگان به دست بیاورند و دیگر به ان نیازی نیست که هر یک از استفاده کنندگان به صورت انفرادی هزینه ای برای به دست اوردن این اطلاعات بپرداند. افزایش مقررات در مورد افشا باعث می شود بسیاری از شرکت ها به سبب قرار داشتن در شرایط رقابتی قایل نیستند اطلاعاتی را افشا کنند که فایده ی سود استفاده ی رقیبان ان ها می شود.اما گروهی از محققین معتقدند اگر سیاست های افشای اطلاعات با سایر سیاستهای شرکت در زمینه تولید و بازاریابی وسرمایه گذاری هماهنگ شود می تواند در نهایت باعث بالا رفتن بازدهی شرکت شود.افزایش مقررات افشا باعث می شود استفاده کنندگان از اطلاعات مالی در برابر مخفی کاری مدیران شرکت های درمورد اطلاعات مالی تا حدودی مصون بمانند.
نتیجه گیری
مدیریت شرکت ها برای ان که شرکت خود را باثبات و پویا نشان دهند در پی هموارسازی سود هستند و با تقدم و تاخر در ثبت اقلام، درامد و هزینه تغییرات سود در طی دوره های مالی را مخفی می کنند.محققین معتقدند مجاز دانستن روش های مختلف در استانداردهای حسابداری به مدیران امکان می دهد هر کدام از روش ها را با توجه به منافع خود به کار گیرند، هر چند نظریه پردازان حسابداری معتقدند که در بازار کارای سرمایه مدیران نمی توانند با هموارسازی سود بازار سرمایه را گمراه کنند.در هر صورت ساز و کارهایی که برای جلوگیری از هموارسازی سود به دست مدیریت توصیه شده عبارتند از تعیین ویژگی های کیفی اطلاعات و تهیه ی مقررات برای واداشتن شرکت ها به افشای بیشتر اطلاعات. ویژگی های کیفی اطلاعات مالی باعث می شود که شرکت ها اطلاعات مالی را به صورت صحیح و بدون دستکاری به استفاده کنندگان برسانند و همچنین افشای بیشتر اطلاعات سبب می شود که استفاده کنندگان از اطلاعات مالی با اگاهی کامل تصمیم گیری کنند و مجبور نباشند هزینه های بیشتری برای افشای اطلاعات بپردازند.
با تشكر همايون

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۳


زوجهای کارافرين!

 

مقدمه
در هزاره جديد كار و زندگي به همديگر وابسته شده به طوري كه جداكردن آنها گاه ممكن نيست زيرا فرد كارش را در خانه انجام مي دهد؛ علاوه بر آن ديگر نياز به حضور فيزيكي در محل كار به آن صورت قبلي مطرح نبوده بلكه به جاي آن مباحثي همچون كسب و كار الكترونيكي كسب و كار خانگي (HOME BUSINESS)و نظاير آن مورد توجه قرار گرفته است.

باتوجه به بالارفتن سطح تحصيلات قشر جوان (حتي در سالهاي اخير پذيرش دانشجويان دختر نسبت به پسر بيشتر شده است) كه بيشتر زوجهاي تحصيلكرده كه رشته تحصيلي شان مشابه هم هست ترجيح مي دهند كارشان يكسان باشد. در اين مقاله به موضوع «به صورت مشترك كار و زندگي را اداره كردن» پرداخته شده است.

تعريف
زوجهاي كارآفرين (CO-PRENEURS) به زوجهايي گفته مي شود كه همزمان و با هم مديريت امور زندگي و كسب و كار را برعهده مي گيرند. آمار و گزارشها نشان مي دهد كه تعداد زوجهاي كارآفرين در ايالات متحده آمريكا رو به افزايش است. تخمين زده مي شود كه صاحبان نزديك به يك ميليون كسب و كار زن و شوهري هستند كه با هم شريكند. (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p2)
زوجهاي كارآفرين با يك نوع چالش مواجه هستند، به طوري كه همزمان اهداف زندگي كاري و خانوادگي را با تناقض و مشكل مواجه مي سازد. صاحبان كسب و كارهاي خانوادگي اينگونه توصيف مي شونـــد: تصميم گيرنده يك نفر است، در حالي كه هر دو سختكوش و پركار بوده و آينده نگر هستند. داشتن ازدواج موفقيت آميز مستلزم گذراندن اوقات بيشتر باهم، حمايت دوجانبه از يكديگر در تمام لحظات زندگي و تمركز لحظات بيشتر زندگي جهت پيوند و ارتباط بيشتر است.

كارآفريني مشترك به صورت يك مسئله كلي و عمومي در حال افزايش است؛ باوجود اين، پرداختن به آن در حوزه عمل بسيار مشكل مي باشد. تفكر و شناختي كه امروزه درباره كارآفريني مشترك وجود دارد، بيشتر از روي حكايتها و داستانهايي كه در اين زمينه بوده، باقي مانده است. فقط مقدار ناچيزي از مطالعات دانشگــاهي به بغرنجي ها و پيچيدگي هايي كه در اداره كسب و كار و روابط شخصي و خانوادگي وجود داشته و زن و شوهر با موفقيت هر دو مورد را اداره كرده اند، پرداخته اند. مارشاك (2000) اشاره مي كند كه درباره اين جمعيت (زوجهاي كارآفرين) تحقيق جامع و مناسبي انجام نشده است. وي دلايل عدم پرداختن تحقيقات دانشگاهي به اين موضوع را ناشي از وجود افسانه در فرهنگ كه «حوزه و قلمرو كار و زندگي خانوادگي بايد جدا باشد»؛ مي داند.

در نشريات بازرگاني نسبت به اين موضوع تا حدي توجه بيشتري شده است و معمولاً از ديدگاه تجويزي (PRESCRIPTIVE) بررسي شده است. برحسب مصاحبه هاي انجام شده و نمونه هاي در دسترس، ده ها مقاله، قدمها و مهارتهاي مورد نياز براي ادغام زندگي زناشويي با كسب و كار را گزارش كرده اند. در بسياري از مقالاتي كه در نشريات معتبر به اين موضوع پرداخته شده است؛ معمولاً نويسندگان اين نوع مقالات به متغير وابسته (عملكرد سازماني در اين نمونه) اشاره كرده اند و به ندرت رفتار زوجهاي كارآفرين موفق را با زوجهاي كارآفرين ناموفق مقايسه كرده اند. بيشتر مقالاتي كه در اين زمينه تدوين شده است؛ كسب و كارهاي موفق را كه توسط زوجيـن اداره مي شود، شناسايـي كــرده اند كه چگونه آنها با مهارت و تردستي وظايف كسب و كار و زندگي زناشويي را انجام داده اند.

البته در اين زمينه استثناهايي هم وجود دارد كه در زير اشاره خواهد شد. در اينجـــا خلاصه اي از تحقيقاتي ارائه مي شود كه در زمينه زوجهاي كارآفرين وجود دارد. در اين تحقيقات نشان داده مي شود كه كارآفريني مشترك چگونه كيفيت زندگي زناشويي را بالا برده و رضايت از آن را به دنبال دارد. در اين مقاله به نقاط مشترك و سازگار زوجهاي كارآفرين و عدم توافقها و ناسازگاريهاي بين آنها اشاره شده است. و همچنين در اين قسمت عوامل تعيين كننده موفقيت زوجهاي كارآفرين نيز بررسي مي شود. منظور نويسندگان در غالب فرضياتي مطرح شده است كه دو پيامد مهم متغيرهاي مورد مطالعه پژوهش هستند: كيفيت زندگي زناشويي و عملكرد كسب و كار. همان طوري كه مي دانيم اين دو موضوع كاملاً و متقابلاً بر همديگر تاثير مي گذارند.

كاركردن با همديگر به زوجها اين امكان را مي دهد كه ويژگيهاي شخصيتي متفاوت همديگر را بپوشانند و مكمل يكديگر باشند. ممكن است يكي از طرفين گشــاده رو و ريسك پذير باشد و در حالي كه ديگري در كسب و كار محافظه كارانه عمل كند. در اين صورت بين اين دو نفر رابطه اي شكل مي گيرد كه برايشان مهم نيست حتي اگر 24 ساعت با همديگر باشند. در حالي كه بيشتر زوجها 70 درصد از اين ساعت را از همديگر جدا هستند (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p2) .

موفقيت بسياري از زوجهاي كارآفرين ناشي از تحمل بيشتر و تكميل نقاط ضعف يكديگر باتوجه به شناختي كه از هم دارند ميسر مي شود. ممكن است يكي از زوجها بسيار خوشبينانه بوده و روابط عمومي بسيار قوي داشته باشد و ديگري ممكن است نسبتاً بدبين بوده اما از مهارتهاي فني بالايي برخوردار باشد. به همين دليل مي توان گفت كه عامل و كليد اصلي موفقيت آنان از تفاوتهايي است كه در ويژگيهاي شخصيتي و توانائيهايشان است و مهمتر از آن، قبول و تحمل اين تفاوتها است.

براي هيچ كدام از زوجها هيچ شريكي غيراز آنها نمي تواند امور و مسائل شان را آنگونه كه هست درك كند، چون كار و زندگي شان مشترك است. به عنوان مثال، اگر بچه شان مريض شود، آن چيزي كه در ابتدا برايشان مهم است فرزندشان است و آنچه كه در درجه دوم اهميت قرار دارد مسائل مربوط به كسب و كارشان است.

تدوين و رعايت مقررات اساسي براي سلامت رواني كاركنان (SANITY) در جايي كه شركت متعلق به زوجهاست بسيار ضروري و مهم است. چرا كه كاركردن براي شركتهايي كه صاحبان آنها زن و شوهر باشند ممكن است براي كاركنان گيج كننده باشد بخصوص اين امر در مواردي مهم و صادق است كه كاركنان ندانند كه رئيس اصلي شركت كدام يك است.

يكي از سخت ترين و دشوارترين بخش در راه اندازي و اداره كسب و كار با همسر خود جايي است كه روابط شخصي و خانوادگي را در محيط كار كاملاً كنار بگذارند.
در گذشته، فرض براين بود كه هر شخصي بايد شخصيت چندگانه اي داشته باشد و در محل كارش خيلي حرفه اي عمل كرده و هنگامي كه به خانه بر مي گردد صميمي برخورد كند. اما امروزه اين نوع نقش بازي كردن كنار گذاشته شده است و زوجها ممكن است در محل كارشان از شام كه در خانه خواهند خورد صحبت كنند و يا در تعطيلات و آخر هفته كارهاي مربوط به كسب و كارشان را ادامه دهند.

بنابراين، مي توان گفت كه اين مسئله ضرورتاً كار اشتباهي نيست كه زوجها تمام وقت (در محل كار و خانه) درباره كسب و كارشان صحبت كنند. چرا كه بعضي زوجها از اين طريق هم روابط زناشويي و هم امور مربوط به كسب و كارشان را ارتقاء مي بخشند، يعني راه اندازي كسب و كار باعث تقويت ارتبـاط في مابين مي شود و اين مسئله به مانند مشاركت در يك سرگرمي و تفريح است.

البته در بعضي موارد اين خطر هم وجود دارد كه اگر زوجها تمام وقت شان را به صحبت و امور مربوط به كسب و كار مشتركشان اختصاص دهند عشق و علاقه به ازدواج و زندگي در آنان به سردي (DAMPEN) گرايد.
و بالاخره مي توان گفت كه زوجهايي كه با همديگر كار مي كنند هيچ راز وسري ندارند كه از همديگر بپوشانند. در حالي كه هنگامي كه كار و زندگي خانوادگي خيلي از هم فاصله داشته باشد& هريك از زوجها نمي دانند كه ديگري اكثر وقت خود را چه كار مي كند. در حالي كه وقتي باهم باشند از همديگر شناخت و اطلاع بيشتري پيدا مي كنند.

ارائه پيشنهادها براي زوجهاي كارآفرين
مقــــــالاتي كه در نشريات معروف كسب و كار درباره زوجهاي كارآفرين نوشته شده است، چند ويژگي دارد: اول اينكه براساس مصاحبه هايي كه با زوجهاي كارآفرين انجام شده بود برخي از آنان در زندگي خانوادگي يا كسب و كار و يا در هر دو با مشكلاتي مواجه شده بودند. از اين مشكلات براي ارائه پيشنهادها جهت موفقيت آميز بودن در زندگي خانوادگي و كسب و كار استفاده شده بود. دوم، تعداد نمونه هايي كه با آنها مصاحبه شده بود؛ خيلي كم بود و معمولاً در هربخش با يك تا سه زوج كارآفرين مصاحبه شده بود. سوم، بااينكه تعداد نمونه هاي زوج آفرين در هر مقاله از سه تا بيشتــــر تجاوز نمي كرد؛ باوجود اين، ديدگاه تجويزي داشتند. اين پيشنهادها و دستورات به دو صورت كه در اكثر مقالاتي كه در اين زمينه چاپ شده بود فهرست شده است: يعني اينكه در ابتدا مشخص شده است كه زوجهاي كارآفرين براي موفق شدن چه بايد انجام بدهند و چه نبايد انجام دهند. در جدول شماره يك خلاصه اي از ديدگاهها و پيشنهادهايي كه از طريق آن زوجهاي كارآفرين مي توانند همزمان در اداره كسب و كار و زندگي شان موفق باشند، را نمايش مي دهد و در جدول شماره دو بايدها و نبايدهايي كه در كارآفريني زن و شوهرها وجود دارد را نشان مي دهد. توصيه هايي كه در اينجا بيان شده است يك پيش نمايشي از شغل واقعي كه زوجهاي كارآفرين ممكن است براي خود در نظر بگيرند؛ را نشان مي دهد.

در جدول شماره يك به نكات قابل توجهي اشاره شده است. اول اينكه تعدادي از صاحبنظران اشاره كرده اند كه: زوجها بايد بين زندگي كسب و كار و زندگي خانوادگي مرز مشخص و روشني قائل شوند. بدون شك مسائل و موضوعها هردو حوزه در يكديگر دخالت و سرايت پيدا مي كنند؛ اما همسران بايد تلاش كنند كه هر دو حيطه را از همديگر جدا نگه دارند. اگر اتاق نشيمن خانه يك شعبه ديگري از دفتر شركت باشد؛ در آن صورت زندگي خانوادگي بسيار آزاردهنده خواهد بود. در مقابل اگر مسائل كم ارزش و عادي زندگي، پيوسته در اداره و محل كار بين زوجها به ميان آورده شود، كاركنان و مشتريان پريشان و ناراحت شده و يا ممكن است احترام و شان مالك (رئيس اداره) در نظرشان كم شود. اين توصيف معقول به نظر مي رسد، اما ممكن است در عمل غيرواقعي باشد. تصور كنيد كه زوجي روز تعطيل برروي مسئله خاصي در خانه شديداً با هم مشاجره و دعوا كرده اند و آن را نتوانسته اند تا روز بعد حل كنند. در محل كار آنها بايد سعي كنند كه به طور معمولي و عادي با همديگر برخورد كنند، اما آيا ممكن است هيچ تنش و عصبانيتي بين آنها به وجود نيايد؟ مطمئناً اين مسائل از روابط زندگي زناشويي به محيط كسب وكار سرايت مي كند.

 

نكاتي براي زوجها
در اينجا به نكــات و توصيه هايي اشاره مي شود كه در بقاي كسب و كار و تداوم زندگي زناشويي مفيد به نظر مي رسند:
قبل از اينكه به صورت مشترك به كسب و كار بپردازيد، از خودتان بپرسيد كه آيا ارزشهايتان مشترك است؛ يا نه؟
واقعاً درباره كارهايي كه بايد انجام دهيد، مشخص كنيد كه آن كار را چه كسي و چگونه بايد انجام بدهد؟
وقتي را نيز به خانواده خود اختصاص دهيد. همان طوري كه زماني را به قراردادها و ملاقات مربوط به كسب و كارتان اختصاص مي دهيد، براي زماني كه به امور زندگي و خانوادگي اختصاص مي دهيد، ارزش قائل شويد.
درباره پول به صورت شفاف و واقع گرايانه گفت وگو كنيد.
در محل كارتان همچون زن و شوهر رفتار نكنيد، نگذاريد كاركنانتان زندگي شخصي و خانوادگي شما را در محل كارتان مشاهده كنند.
ارتباطات و گفت وگو بين زوجها كليدي و حياتي است. اجازه ندهيد مشكلات (حتي ريز و جزئي) روي هم انباشته شوند. سعي كنيد روي كوچك ترين مسائل نيز با همديگر صحبت كرده و نظر طرف مقابل را جويا شده و آن را حل كنيد. چرا كه معمولاً منشاء مشكلات عمده مسائل ريز هستند(TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p5)

البته لازم به ذكر است كه مطالب و تحقيقاتي كه راجع به زوجهاي كارآفرين در اينجا آورده شد؛ در كشورهاي غربي انجام شده و متناسب با فرهنگ و قوانين خانوادگي و اجتماعي آنهاست و ممكن است خيلي از اين موارد با فرهنگ ما ايرانيان متناسب نباشد.

جمع بندي و نتيجه گيري
بــــاتوجه به اينكه مفهوم راه اندازي كسب و كار توسط زوجهاي زندگي در سالهاي اخير بيشتر شده است. بنابراين، اين گروه در اداره كردن همزمـــان زندگي خانوادگي و كسب و كارشان احتمالاً با چالشهايي مواجه خواهند شد. لذا به نظر مي رسد كه اين گروه از صاحبان كسب و كار قبل از راه انـــدازي كسب و كارشان بهتر است وظايف و مسئوليتهاي هركدام را در هر دو حوزه خانواده و كسب و كار كاملاً براي همديگر مشخص كنند. مهمتر از آن موفقيت زوج كارآفرين هم در زندگي و هم در كسب و كار بستگي به ميزان تحمل همديگر و داشتن خلاقيت در زندگي زناشويي و پرهيز از روشهاي تكراري در تعاملات با همديگر است. نكته قابل توجه اينست كه شناخت خصوصيات و ويژگيهاي زوجهاي كارآفرين از همديگر در مقايسه با ساير زوجها خيلي بيشتر است و مي شود گفت كه اينگونــــه افـراد هيچ گونه موضوع سري و پنهان در برابر يكديگر ندارند.

منابع
1 - GEORGE H. TOMPSON DETERMINANTS OF SUCCESSFUL CO-PRENEURSHIP UNIVERSITY OF WAIKATO DEPARTMENT OF STRATEGIC MANAGEMENT PRIVATE BAG 3105 HAMILTON NEW ZEALAND HOLLY B. TOMPSON UNIVERSITY OF WAIKATO DEPARTMENT OF STRATEGIC MANAGEMENT PRIVATE BAG 3105 HAMILTON NEW ZEALAND, 2000.

2 - HUSBAND-WIFE COMPANIES HAVE BUILT-IN DURABILITY THIS ARTICLE APPEARED IN THE DOMINION POST NEWSPAPER ON DECEMBER 17,2000. WWW.DOMINIONPOST.COM

3 - MARSHACK, K. COPRENEURS AND DUAL-CAREER COUPLES: ARE THEY DIFFERENT? ENTREPRENEURSHIP THEORY & PRACTICE, 1994 (FALL): 49-60.

4 - HECKMAN, N., BRYSON, R., & BRYSON, J. PROBLEMS OF PROFESSIONAL COUPLES: A CONTENT ANALYSIS. JOURNAL OF MARRIAGE AND THE FAMILY, 1977 (MAY): 328-340.

5 - THOMAS, S., ALBRECHT, K., AND WHITE, P. DETERMINANTS OF MARITAL QUALITY IN DUAL-CAREER COUPLES. FAMILY RELATIONS, 1984 (33): 513-521.
6 - BUSINESS SUCCESS. WWW.VIPGO.NET
دكتر زهرا صباغيان: عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي دكتر محمود احمدپور دارياني: عضو هيئت علمي دانشگاه اميركبير محمد عزيزي: كارشناس ارشد مديريت آموزش و پژوهشگر مركز كارآفريني دانشگاه اميركبير (از ماهنامه تدبير)

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۳


عکس کارگزاری عزيز!

سلام دوستان اميدوارم حال همه ی شما خوب باشه.خوب تو اينروزا شما خريداريد يا فروشنده؟!به خودتان اعتماد داشته باشيد.در ضمن دوستان اگه ميبينيد کم می نويسم به خاطر اينکه چند ماهی که تو قسمت گفتگوی سرمايه{دات}کام فعال شدم و بيشتر وقتم اونجا صرف ميشه.خلاصه که هيچی!دوستان امروز ميخام عکس کارگزاری که اولين خريدو ازش کردم بذارم.يه خاطره هست.اگه حدس زديد کيه!؟البته بگذريم که اون موقع ها يه سهمی رو پيشنهاد ميکرد که اين روزا يک سومش قيمت داره!کارگزاری ها مثلا می خوان کمک کنند می زنند بدتر خرابش می کنند.بالاخره به خودتون اعتماد داشته باشيد اگه مادرزادی بورسی بوديد!خداحافظ شما.            

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ،۱۳۸۳


اژانس بهانه ای برای خريد يا فروش؟!

سلام دوستان اميدوارم حال همه شما خوب بخوب باشه.از نظراتتون هم ممنونم.داريم به تاريخ اژانس نزديک ميشيم شما چه فکری تو سرتون داريد؟!می خواين بخريد يا بفروشيد؟!بد نيست مقاله ای از خانم شيدا سرشار که تحليلی بر اين اوضاع هست بخونيد.انتخاب با شماست!ريسک کنيد تا سود کنيد!يا برعکس!

بنظر ميرسد بانزديك شدن به موضوع قديمي و نخ نما شده آژانس بين المللي انرژي اتمي و پيرو آن در گرفتن مباحث مختلف دراين مورد بارديگر بازار بورس تحت تاثير هيجانات و جو ناشي از اين امر قرار گرفته است.هرچند اين مساله ديگربراي بسياري از فعالان بازار رنگ باخته است، لكن هنوزبسياري از سهامداران كه در دو دسته كلي مي گنجند وارد اين مقوله و تاثير آن بربازار ميشوند.دسته اول كساني هستند كه بواقع معتقد به اقدامات آژانس عليه ايران و درنتيجه تاثير آن بربازار هستندكه طبيعتا اين دسته اقدام به عرضه سهام خود ميكنند. گروه دوم كساني هستند كه معتقدند آژانس اقدامي عليه ايران انجام نخواهد داد و پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع داده نميشود،لكن باتوجه به موقعيت بوجود آمده به اين مساله دامن ميزنند تا سهامهاي خوب را درقيمتهاي پايين جمع آوري كنند و به اصطلاح بزخري كنند.علت عدم تغيير جشمگير درتعداد خريداران در چند روز اخير مي تواند هميين موضوع باشد.درنتيجه هر دودسته به اين جو دامن ميزنند كه باعث سقوط بازار ميگردد.اگر به اين جو ، رشد سريع بازار درهفته گذشته را هم اضافه كنيد آنوقت براحتي در خواهيد يافت چه اوضاع عجيب و غريبي بوجود آمده است.در اينجا به چند استدلال(طبيعتا از ديدگاه شخصي خودم)‌ كه به رد ادعاي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت مي انجامد مي پردازم:
1- ايران هم اكنون مدتهاست كه در تحريم اقتصادي ايلات متحده بسر ميبرد، لذا آمريكا منافع اقتصادي خاصي درايران (براي از دست دادن) ندارد، لكن اروپا منافع فراوان و سرشار اقتصادي درايران دارد كه تمايلي به ازدست دادن آن ندارد،بويژه اينكه اين بازار بزرگ را در فقدان رقيب بزرگي بنام ايالات متحده در اختيار دارد نتيجتا مورد تحريم قرار گرفتن ايران در اولين گام به ضرر اروپا و كمپانيهاي بزرگ اقتصادي آن خواهد بود.
2- افزايش بي سابقه قيمت نفت ركود كم سابقه اي را بر اقتصاد دنيا حاكم كرده است،بطوريكه اكثر كشورهاي اروپايي و آمريكايي هرروز بر فشار خود بر اوپك جهت افزايش توليد نفت مي افزايند.دراين وضعيت تحريم اقتصادي ايران قطعا به افزايش شديد بهاي نفت منجر خواهد شد كه در نتيجه ميزان ركود اقتصادي موجود را شديدا دامن خواهد زد.به اين مساله بند يك كه منجر به ازدست دادن بازار بزرگي بنام ايران براي اروپاييان ميشودرا نيز بيافزاييد.
3-نزديك بودن انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده و نياز شديد جرج بوش به بهبود وضعيت اقتصادي مانع از اعمال تحريمها خواهد شد.چه موضوعات مطروحه در بند2 شديدا به ضرر منافع اقتصادي آمريكا نيز خواهد بود.علاوه براين مشكلات پيش روي جمهوري خواهان در عراق و افغانستان به تضعيف موضع دولت فعلي در انتخابات آينده رياست جمهوري انجاميده است و بعيد به نظر ميرسد كه دولت فعلي آمريكا حاضر به انجام ريسك بزرگي درشرايط فعلي آنهم در مورد كشور غيرقابل پيش بيني اي همانند ايران گردد.چرا كه جرج بوش به خوبي به مسايلي همچون تغيير نخست وزير اسپانيا به علت حملات انجام شده به قطارهاي اسپانيايي واقف است و به احتمال قريب به يقين چنين ريسكي را نخواهد كرد.
4-به نظر نميرسد اروپاييان در شرايطي كه وضعيت دولت آينده آمريكا و در نتيجه سياستهاي دولت آينده در هاله اي از ابهام بسر ميبرد حاضر به سرمايه گذاري برروي سياستهاي ايالت متحده و پرداخت هزينه اي به اين سنگيني براي آينده اي مبهم باشند.
5-جامعه جهاني و آژرانس بين المللي انرژي اتمي تجربه تحريم اقتصادي كره شمالي را همواره پشت سر خود دارد.همانگونه كه محمد البرادعي (دبير كل آژانس) اشاره كرده است ،راه حل مساله ايران تحريم اقتصادي نيست،چون اين مساله از ايران كره شمالي دومي خواهد ساخت كه چون چيزي براي ازدست دادن ندارد،بسيار خطرناكتر از ايران فعلي خواهد بود.
6-دولتهاي روسيه و چين كه ازمتحدان نزديك ايران محسوب ميشوند داراي منافع سرشار اقتصادي و سياسي درايران هستندو قطعا با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت مخالفت خواهند كرد.بويژه روسيه كه مجري طرحهاي اتمي ايران نيز هست.به اين موضوع داشتن حق وتو توسط روسيه و چين را هم بيافزاييد كه در صورت مخالفت اين دو و بعلت اينكه حتي درصورت ارجاع پرونده به شوراي امنيت (درصورت مخالفت با طرح) اقدام به وتوي آن خواهند كرد و اين مساله هزينه ارجاع پرونده به شوراي امنيت رابراي اروپاييان و آمريكا بشدت بالا خواهد برد،مانع از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت خواهد شد.
7ـتجربه نشان داده است كه كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد همپيمانان قابل اعتمادي براي ايران هستند و ايران ميتواند به مواصع متعادل آنها درآژانس به خوبي تكيه كند.
8-ودرآخر تجربه نشان داده است كه دولمتردان كشور به هروسيله ممكن از ارجاع پرونده به شوراي امنيت ممانعت كرده اند و بنابراين اينبار نيز (به احتمال زياد) از پس اين كار بر خواهند آمد.
* به نظر ميرسد فشارهاي وارده بر ايران تنها جنبه تبليغي و امتياز گيري سياسي و اقتصادي داشته باشد و به احتمال قريب به يقين اينبارنيز مساله حداكثر با يك قطعنامه ختم به خير خواهد شد.پس مواظب سبد سهام خود باشيدو آنرا ارزان نفروشيد،چون اتفاق خاصي در شرف حدوث نيست....
موفق و سربلند باشيد.
شيداسرشار

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸۳


با دوستان مدارا!

سلام دوستان!البته اگر دوستی باشهمطلب قبلی که هيچکسی نظر نداد.يواش يواش ادم داره خسته ميشه دوستات هم که تحويلت نمی گيرند...ميگين من چکار کنم.فقط ميمونه افتخارات ديگران رو بگم.شايد موفقيت اونا باعث بشه که ما هم خوشحال بشيم.اگه حسود نباشيم اونا دوستای ما هستند و موفقيتشون باعث شادی ما ميشه.اقا کاميار رو که ميشناسين تازگی ها يه کتاب با عنوان؛مفاهيم اوليه بورس به زبان ساده؛نوشتند.من اين کتاب رو نخوندم ولی به دوستايی که تازه وارد بورس شدند خواندن اين کتاب رو توصيه می کنند.اميدوارم اين کتاب به تيراژ n برسه.اينم ادرس وبلاگشون هست.خدافظ

                  

راستی برای دوستانی که گازلوله دارند توصيه می کنم اين بازی رو انجام بدند!بالاخره سهمشو خريدند و حالا با اين بازی ببينيد که لوله کشی کار زياد اسونی نيست!

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۳


مش دونالد!

         

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸۳


بورسی به اعماق وجودم!

سلام دوستان.امیدوارم حال همه شما خوب باشه.خوب راستش این روزا که داشتم تو اینترنت وبگردی می کردم واقعا شگفت زده شدم!تو این چند ماهه که نبودم اوضاع خیلی فرق کرده بود!تالارهای گفتگو(با عنوان تاپیک)سایت های کارگزاری و سایت هایی و افرادی که خدمات تحلیل های مالی و بورسی ارائه می کنند.خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم!ولی خلاصه بگم(تاکیدم بیشترسهامدارهای جزء هست) این افرادی که ادعای مشاوری می کنند و شما بی خبر از همه جا به این افراد اعتماد می کنید بیشتر از همه به فکر منافع خودشون هستند.کسانی که به شما سهامی رو پیشنهاد می کنند حتما تو کلشون یه فکرایی دارند که این پیشنهادا رو می دهند(خودتون یه نمه به این موضوع فکر کنید حتما میفهمید دنیا دست کیه؟!)جدا از این افراد کسانی هستند که صمیمانه پیشنهاداهایی رو می دهند ولی اگر با افکار و نظرات و جرات خودتون مخلوط بشه اون لحظه طمع شیرین سرمایه گذاری را می چشید.خلاصه سرمایه گذاری که ادم به خودش متکی باشه خودش ریسک کنه خیلی سازنده تره...بیشتر با بازار اشنا میشید و این حافظه بازاری بعدا به دردتون میخوره چون روزهای اینده گذشته هایی هستند که یه جور دیگه شدند فقط شکل و لباسشون عوض میشه...حتما این طور عمل رو امتحان کنید واگه شکست خوردید بدونید تجربه ای جدید به دست اوردید که کمتر کسی به دست میاره و زمینه ساز پیروزی شما میشه...

خوب امیدوارم تا حدودی تونسته باشم شما دوستان را با فرهنگ سرمایه گذاری اشنا کنم(اینو بدونید من زیاد تو اقتصاد سررشته ندارم ولی می دونم نوشتن اون افکاری که تو سرم هست حداقل برای یک نفر هم که شده مفید واقع میشه)پیشنهاد من به عنوان کوچکترین عضو بورسیها اینه که مطالعه کنید نت بردارید به گفتگو بپردازید و هرچی که عقل ایجاب میکنه.فرق ما ادما با هم اینه که هر کس از عقل و شعور خودش چه وری استفاده میکنه؟!همین....

                 ----------------------------------------------------------------------------

از HOMI  چه خبر؟

این روزا سهام شرکت های بانکی و فلزی  و سرمایه گذاری سیر صعودی داشته!سهام بانکهای خصوصی که این چند ماهه تو صف خرید قرار گرفته اند به نظر شما چرا با این اقبال روبرو شدند؟من اطلاعات زیادی در این مورد ندارم ولی به گمانم بر اساس شایعات عده ای که بازار بیشتر به این شایعات متکی هست و عرضه سهام های بانکی توسط سرمایه گذاری ها از دلایل رشد نه چندان معقول بانکی هاست.

در مورد شرکت های فلزی از جمله فولاد کاویان و چادرملو و ...هم که با رشدی عالی سرمایه گذاران را به خرید سهامشان ترغیب کردند دلیل خاصی نمی بینم.تا اونجایی که می شنیدم و می دیدم سالهای پیش کسی به خرید این سهام علاقه مند نبود ولی خوب هر چند ماه سهامی به دلایلی رشد می کنند.سرب و روی شاید به خاطر پیوستن به بورس فلزات  لندن و چادرملو به خاطر معدن غنی و مدیران موقعیت گرا و از همه مهمتر حمایت رئیس جمهور از این صنعت و سرمایه گذاری های عظیم از دلایل منطقی رشد سهام این شاخه باشد.

سرمایه گذاری ها!سهامی که من به شخصه زیاد بهشون علاقه ندارم.این شاخه خود بیشترین سود را می کنند و کار مناسبی انجام نمی دهند.سرمایه گذاری ساختمان که فکر کنم اقای دبیرکل رئیسش هست!!(به نظر شما نباید دبیر کل بورس یک شخص بی طرف باشه؟!)سرمایه گذاری ملت که شایعاتش زیاده!بوعلی که خیلی ها رو شگفت زده کرد و پارس توشه که تا اونجا که یادمه سالهای گذشته پر نوسان بود!ولی جالبه بدونید که از پنجاه شرکت برتر بورس 15 شکت سرمایه گذاری حضور دارند که نشون میده خبرایی هست!خلاصه واقعا بازار خیلی عجیب و غریب شده!فکر کنم به داستان الیس در سرزمین عجایب باید بورس تهران هم اضافه کرد....!این سهامی که این چند ماهه داغه زیاد برای بلند مدت خوب نیست اگر کمی کنکاش کنید سهامهای خیلی خوبی هستند که هم به اقتصاد کشور کمک می کنند و هم برای سهامدارانش سود خوبی تقسیم می کنند.بهتره من نگم...فقط کمی کنکاش و جستجو و کمی سلیقه و کمی هم ابتکار میتونه شما رو به گزینه ی عالی برسونه.

راستی فهمیدید که موسسه بنیاد داره خودشو میکشه به بانک تبدیل بشه و در راستای نیل به اهدافش تو نقطه چین و تلویزیون تبلیغاتی میکنه....فقط امیدوارم که نتونه...یه جورایی این چند ماهه یه شرکتهایی میان بورس که واقعا ادم  از اینده ی بورس نگران میشه...باید هوشیار بود!

خبر دیگه "حذف معاملات ددد"هست حتما اگه اهل روزنامه و پیگیری اخبار باشید این خبر را شنیدید.بنده هم یه ذره از این اون سوال کردیم تا بدونیم قضیه از چه قراره؟!در راستای این سوال کردنها یکی از نظرها این است:حذف معاملات ددد به خاطر محدودیت های سخت افزاری و شبکه کامپیوتری خرید و فروش بورس بوده.یعنی یه جورایی نقش کارگزاری به نقش اصلی نزدیکتر میشه.نمیدونم براتون  پیش اومده یا نه ولی برای من که پیش اومد به کارگزار میگی فلان سهم میخام تو ورقه تقاضا هم درج میشه ولی اقای کارگزار میره یه سهم دیگه میخره که اگه شانس داشته باشی سود میکنید و اگه نه ضرر زیادی نمی کنید.

نظر دیگه اینست که:معاملات ددد معاملاتیست که کارگزار بدون وارد کردن کد خریدار در سیستم بورس خرید را بدون نام او انجام میده!بعد از 24 ساعت نام خریدار رو به بورس اعلام میکند.مشکلی که بابت این اعمال بوجود میاد اینه که کارگزار سهم رو به قیمت بالا (پس از اتمام فعالیت بازار و زمان تخصیص سهام به افراد)برای ما میزنه و با قیمت پایین به اشناهاش!که عدالت برقرار بشه......

حذف این معاملات باعث میشه که که کارگزار نوبت های خرید را رعایت کنه و از این زرنگی ها نشه!کارگزاران معتقدند که این اقدام باعث صرف وقت انها میشه ولی ما معتقدیم این کار کار قشنگیه!

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸۳


سلام من برگشتم!

سلام دوستان من برگشت!ولی نا اميد.!اميدوارم شماها مثل من نباشيد.بورس هم که داره ميگذره!اصلا اوضاع هم برای من بی ريخته که زياد مايل نيستم به بورس فکر کنم.يادمه کلاس اول دبيرستان معلم فيزيکمون گفت:بچه ها شماها شرکت های سرمايه گذاری هستيد!حالا اين شرکت تو اولين مرحله ای تو کشورمون اگه موفق نشی بی سواد و اگه موفق بشی باسواد لقب ميگيری يه جورايی نا موفق عمل کرده!شانس هم نداشته!بهش وام ندادند................خلاصه سرمايه گذار اصلی که خدا باشه نمی دونم چه نظری درباره ی من داره ولی پدر و مادرم که سهامدارای بعدی باشند حتما نظر مساعدی ندارند!خلاصه اميدوارم شماها تو کنکور زندگيتون موفق باشيد.روز خوش..........

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸۳


حکايت بورس ما هم همينه!

          

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۳


خوش به حال خانم بهجتی!

سلام دوستان اميدوارم حالتون خوب باشه.بی مقدمه ميرم سر مطلب!البته اگه به نظرتون مطلب باشه.اقای ميرمطهری از سازمان خصوصی سازی رفتن بيرون.برای اين مرد بزرگوار ارزوی موفقيت می کنم.بورس هم داره يواش يواش مثل لاک پشت شروع به حرکت ميکنه!اميدوارم چند ماه ديگه راه بيافته مثل خرگوش!يه خبر هم که خيلی برام حيرت اور بود درباره ی خانم بهجتی بود!واقعا خوش به حالش!

خبر ديگه اين که اقای گيلانی هم وبلاگ باز کردند اوضاع کار و کاسبی ما رو به هم ريختن!برای اين دوست عزيز ارزوی موفقيت می کنم.موفق و پيروز باشيد

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸۳


تکين کو بخريد!

         028839.jpg

احمد ميرمطهرى: مسئله خصوصى سازى وجوه متفاوتى دارد. خصوصى سازى از يك سو در گرو فراهم آمدن شرايط و پيش نيازهايى است كه بايد به شيوه اى مطلوب به آن پرداخت. و از سوى ديگر، همراه با پيامدهايى است كه مى تواند مثبت يا منفى باشد و البته بايد كوشيد تا نتايج ناخواسته و منفى را به حداقل ممكن كاهش داد.

خصوصى سازى با تعريف فرصت هاى جديدى براى مشاركت بخش خصوصى در فعاليت هاى اقتصادى سر و كار مى يابد؛ به شرط آنكه فرصت هاى پديد آمده با شناسايى حقوق مالكيت بخش خصوصى در آن حوزه ها و فراهم آوردن زمينه هاى تنظيم و نظارت بر فعاليت هاى بخش خصوصى و حمايت از حقوق آن در اقتصاد ملى همراه باشد. از اين ديدگاه، در بيان مفهوم خصوصى سازى، فقط بحث كناره گيرى دولت از فعاليت هاى اقتصادى، يا صرف انتقال مالكيت يك واحد اقتصادى متعلق به دولت به بخش خصوصى مطرح نيست. خصوصى سازى بايد با پذيرش اصل رقابت آزاد و منصفانه، محترم شمردن انگيزه هاى نهفته در پس فعاليت هاى مبتنى بر نظام بازار و برآوردن كاركردهايى همراه باشد كه در نهايت به توسعه توان و گستره فعاليت بخش خصوصى در اقتصاد ملى مى انجامد. براى آنكه چنين تعريفى از خصوصى سازى تحقق پذير شود؛ لازم است برنامه واگذارى واحدهاى اقتصادى دولتى يا متعلق به دولت بر پايه پيگيرى هدف هاى مشخصى تدوين يابد كه در كلى ترين حالت دو هدف اساسى شامل اصلاح ساختار كلان اقتصادى و اصلاح ساختار واحد اقتصادى مشمول واگذارى را دربر مى گيرد.

از يك ديدگاه كلى، تحقق اصلاح ساختار كلان اقتصادى با سه معيار اصلى پيوند مى يابد. معيار نخست به اصلاح ساختار دولت مربوط مى شود كه از طريق كوچك سازى يا منطقى كردن اندازه دولت، كاستن از حجم تصدى گرى فعاليت هاى اقتصادى توسط دولت، كاستن از بار مالى دولت و افزايش كارايى دولت در برآوردن كاركردهاى حاكميتى و سياستگذارى كلان اقتصادى امكان پذير مى شود. معيار دوم، لزوم توسعه مشاركت مردم در فعاليت هاى اقتصادى است كه از طريق توانمندسازى بخش خصوصى، گسترش مالكيت خصوصى و سوق دادن منابع پس اندازى به فعاليت هاى مولد اقتصادى سرانجام مى يابد و معيار سوم مستلزم گسترش رقابت و تنظيم انحصارهاست كه براى اين منظور، زدودن انحصارهاى ساختگى ناشى از قانونگذارى، تنظيم انحصارهاى طبيعى، تضمين شفافيت و رفتار منصفانه و يكسان با فعالان بخش خصوصى لازم مى آيد.

پس تا اينجا خصوصى سازى در بعد كلان اقتصادى نيازمند پيگيرى اين سه معيار اصلى است. اما موضوع به همين جا ختم نمى شود. از ديدگاه خرد اقتصادى نيز براى فرآيند خصوصى سازى هدف هايى قابل تصور است كه بايد اصلاح ساختار واحد اقتصادى مشمول واگذارى را در پى داشته باشد. به بيان واضح تر، خصوصى سازى يك واحد اقتصادى از يك سو مستلزم اصلاح ساختار مالكيت و تركيب سهامداران شامل يك تركيب بهينه از مردم، كارگران و كاركنان واحد، سهامداران راهبردى و دولت براى اعمال كنترل و نظارت است و از سوى ديگر، لزوم اصلاح ساختار سازمانى و ارتقاى كارايى ادارى و اصلاح چرخه هاى كارى و عملياتى شامل كنترل و مديريت توليد، نگهدارى و تنظيم موجودى انبار، سفارش هاى خريد، برنامه فروش، مديريت پروژه ها، سيستم اطلاعات مديريت و نظاير اينهاست كه شايد تاكنون هيچ يك از اين موارد در واگذارى واحدهاى اقتصادى چندان كه بايد مورد توجه قرار نگرفته است.

به بيان ديگر، آنچه تا پيش از اين و در چارچوب انتقال مالكيت واحدهاى اقتصادى انجام يافته با پيگيرى هدف هاى اقتصادى نهفته در پس خصوصى سازى همراه نبوده؛ و در اين ميان، نگاه درآمدى و بودجه اى به فرآيند واگذارى آشكارا بر هدف هاى قابل پيگيرى خصوصى سازى چيرگى داشته است. حتى در مواردى، كار به گونه اى هدايت شده است كه حق مديريت بر شركت هاى واگذار شده در عمل به مالكان جديد منتقل نشود و به عبارت ديگر صرفاً مالكيت سهام متعلق به يك واحد اقتصادى تغيير يافته و مديريت آن بى تغيير مانده است.

بدين معنا، حاصل فرآيند واگذارى گاه با مفهوم مديريت دولتى بر اموال خصوصى همراه شده؛ حال آنكه هدف از خصوصى سازى در يك وضعيت متعارف و در چارچوب هدف هاى پيش گفته، توسعه مديريت خصوصى و حتى اعمال مديريت خصوصى بر اموال دولتى است. بى ترديد، ملاحظه مى شود كه پيشبرد برنامه خصوصى سازى به معناى واقعى آن، امرى بسيار خطير و دشوار است.

براى آنكه خصوصى سازى در عمل به نتايجى ضد خود نينجامد و برخى پيامدهاى احتمالى ناخواسته يا منفى مانند بى اعتمادى و ساير تعارض هاى اجتماعى، مسايل اشتغال، آسيب هاى زيست محيطى، تضعيف كارايى و از دست رفتن نظام كنترلى دولت، تضاد منافع نيروهاى درونى واحدها با حاكميت سهامى و مسايلى از اينگونه، وجوه مثبت آن را خدشه دار نسازد؛ طراحى و پيشبرد فرآيند آن، درك صحيح از شرايط، فراهم ساختن پيش نيازها، سازگارى اجزاى برنامه، طراحى دقيق فرآيندها و ظرفيت مديريتى لازم را طلب مى كند. صرف نظر از آنكه بخش عمده اى از اين مسئوليت خطير و دشوار بر دوش سازمان خصوصى سازى سنگينى مى كند؛ در اين نقطه از بحث بايد به تعريف يا تفكيك بازارهاى پول و سرمايه از يكديگر بر مبناى سررسيد تعهدات نيز اشاره كرد.

در واقع، بخش مالى اقتصاد ملى را مى توان به دو بخش تقسيم كرد كه اولى با ايجاد يا تسهيل نظام پرداخت در اقتصاد سر و كار مى يابد و حاصل عملكرد آن به ايفاى نقش پول ملى به عنوان يك واسطه داد و ستد يا وسيله پرداخت مى انجامد؛ و نهادها و ساز و كارهايى كه براى نيل به اين مقصود با يكديگر تعامل دارند، نظام پولى يا بازار پول را در اقتصاد ملى شكل مى دهند. اما بخش ديگرى نيز هست كه با نظام پرداخت متناظر با چرخه كالاها و خدمات سروكار ندارد و در عوض به ايفاى نقش پول ملى به عنوان ذخيره ارزش كمك مى كند.

اين همان كاركردى است كه به تعبير كينز اقتصاددان نامدار انگليسى، مانند يك ماشين زمان، قدرت خريد را در گذر زمان جابه جا مى كند و در عمل، نهادها و سازوكار بازار سرمايه را براى اين منظور پديد مى آورد. وجود يك تركيب متعارف ريسك و بازدهى، قدرت نقدشوندگى و مهمتر از هر چيز ثبات، چقدر مى تواند برآوردن كاركرد پول ملى به عنوان ذخيره ارزش موثر باشد و در عين حال، ضمن پديد آوردن توان بالقوه تقاضاى خريد متناظر با عرضه واحدهاى اقتصادى مشمول واگذارى در سطحى فراگير و درازمدت، به توزيع گسترده مالكيت سهام، تشويق مشاركت مردم در فعاليت هاى اقتصادى و توسعه توانمندى بخش خصوصى در اقتصاد ملى بينجامد.
028842.jpg
براى تحليل وضعيت اوراق بهادار در بورس هاى دنيا روش هاى مختلفى ارائه شده اند كه سه دسته از آنها داراى طرفداران زيادى است:

۱- ديدگاه چارتيستى / ۲- ديدگاه بنيادى / ۳- ديدگاه سبد سهام (نظريه مدرن پورتفوليو يا MPT)

در اينجا قصد تحليل اين سه ديدگاه را نداريم و فقط با اشاره اى گذرا در مورد آنها به مطلب اصلى مى پردازيم. در ديدگاه چارتيستى تحليل كنندگان بازار سرمايه اعتقاد دارند كه روند گذشته قيمت يك سهم به خوبى نمايش دهنده تغييرات آن سهم در آينده است به همين خاطر اين گروه را چارتيست ها يعنى كسانى كه بر مبانى كردارى به تحليل اوراق بهادار مى پردازند، مى نامند. ديدگاه اين گروه بيشتر ديدگاهى كوتاه مدت است اما بازدهى كه نصيب آنها مى شود بستگى به شرايط هر بورس دارد.

در ديدگاه بنيادى، همان طور كه قبلاً گفته شد، براى بررسى يك سهم يا ساير اوراق بهادار به تحليل هاى كردارى اكتفا نكرده بلكه معتقدند كه بايستى از ريز اوضاع آن ورقه آگاه بود. مثلاً در مورد يك سهم مى گويند بايستى به حداقل ۵-۱۰ فاكتور اساسى آن شركت در طول زمان توجه كرد.

ديدگاه سبد سهام يا نظريه مدرن پورتفوليو از جديدترين ديدگاه ها در مورد تحليل بازار سرمايه است. در اين ديدگاه سعى بر آن است تا با انتخاب چند سهم و يا ساير اوراق بهادار ريسك سبد را به حداقل رساند و در ضمن بازده مناسبى نيز دريافت كرد. و حتى گاهى در اين ديدگاه مى گويند كه اگر به صورتى تصادفى مثلا از ميان ۳۸۰ شركت موجود در بورس تهران ۲۰ شركت انتخاب شود ريسك و بازده به حداقل مقدار خود خواهد رسيد.

ما در اينجا قصد نداريم بررسى كنيم كه كدام گزينه از موارد بالا بهتر است يا بدتر بلكه مى خواهيم بدانيم رفتار موجود در معاملات بورس تهران، سهامداران را به سمت كدام ديدگاه مى كشاند، البته بررسى دقيق و علمى اين موضوع نياز به تحقيقات مفصلى دارد كه هم وقت بر است و هم هزينه بر. من فكر مى كنم كه روند معاملات بورس اوراق بهادار تهران به گونه اى است كه سهامداران را به ديدگاه چارتيستى مى كشاند و آنها به طور تجربى دريافته اند كه اين نوع رفتار بازده نسبتاً خوبى را نصيبشان خواهد كرد و البته اين رفتار سهامداران بدون آگاهى آنها از اين ديدگاه است. و در نتيجه به همين خاطر است كه سهامداران جزء بايستى دنباله رو كسانى باشند كه با روابط قوى با كارگزاران روند معاملات را به صورتى كه خودشان مايلند مى كشانند.

براى اثبات اين مدعا مى توان روند عرضه و تقاضا براى سهام شركت هاى مختلف را بررسى كرد اگر سرى به اين جداول زده شود هميشه شاهد ناهماهنگى هاى زيادى در دو طرف عرضه و تقاضا هستيم. در اين جداول سه دسته نمود زيادى دارند:

۱- شركت هايى كه نه تقاضا دارند و نه عرضه (مانند شركت هاى صنعت نساجى در طول يكى دو سال اخير، البته مشخص نيست كه همچنان از ديد سهامداران عمده و داراى روابط قوى به دور بمانند.)

۲- شركت هايى كه فقط تقاضا كننده دارند و به اصطلاح صف فروش تشكيل شده است. مانند شركت سرمايه گذارى آذربايجان در طول دو هفته اخير، تكنوتار، داده پردازى ايران در طول چند روز اخير و .....

۳- شركت هايى كه فقط عرضه دارند مانند شركت سرمايه گذارى آذربايجان در طول دو روز اخير و احياناً شركت داده پردازى ايران و تكنو تار در روزهاى آينده و ....

همان طور كه ديده مى شود اگر بررسى دقيق ترى از اين جداول بشود خواهيم ديد شركت هايى كه چند روز صف خريده داشته اند بلافاصله صف فروش براى آنها تشكيل شده است. اين موضوع به راحتى نمايان مى كند سهامداران كه بايستى به طور عقلايى دنبال حداكثر كردن سود و بازدهى خود باشند به طور خود به خود در بورس اوراق بهادار تهران به سمت ديدگاهى كوتاه مدت و سفته بازانه مى روند و ما هرگز با امور دستورى نمى توانيم آنها را وادار به ترك اين امر بكنيم، همان طور كه آقاى عبده در مصاحبه هاى خود بيان مى كند قصد ما اين است هيچ سفته بازى در بازار نباشد.

بايد اشاره كرد هنگامى سهامداران بازار سفته بازى- نوسانگيرى- را ترك مى كنند كه منفعت آنها ترك آن را ايجاب كند و به سمتى بكشاند كه بازدهى بيشترى از آن متصور است مثلاً به سمت ديدگاه بلند مدت در سرمايه گذارى.

به نظر نگارنده از يك سو: در اين بورس كه اكنون به شدت به دنبال افزايش كمى تالار ها و به خانه بردن سهام در خانوارهاى ايرانى است دفاع از كوپن سهام هم در اين راستا است، و با اين وضع نابسامان اشتغال جوانان و افزايش توقعات مردم و جوانان براى سريع تر پولدار شدن و تبليغات شديد مبنى بر هجوم مردم به بورس و بازده زياد آن در مقايسه با ساير بازارها و از سوى ديگر: با مشاهده ناكارآمدى هاى فراوان در بورس اوراق بهادار- به علل مختلف- و كمبود تحليلگران مالى و عدم نياز سهامدارن جزء به آنها (به اين نكته توجه كنيد)، هيچگاه از سهامداران جزئى كه امروز هدف تبليغات قرار گرفته اند نمى توان انتظار داشت تا با ديدگاهى بلند مدت و بدون توجه به اصول نوسانگيرى و سفته بازى سرمايه خود را وارد بورس كند.

و ما اگر روزى در جداول عرضه و تقاضا ديديم براى همه شركت ها عرضه و تقاضاى متناسب وجود داشت مى توان گفت اولين گام را براى توجه به ديدگاه بلند مدت- و ديدگاهى كه مد نظر دبيركل است مبنى بر جمع آورى سرمايه هاى كوچك در بورس- برداشته ايم. خوشبختانه فكر مى كنم حضور بازارگردانان- اگر خود منشاء دلالى هاى بيشتر نشوند- در بورس مى توان گام مثبت و مهمى براى اين قضيه باشد. و در آخر بايد بگويم كه: «اصلاح هر حركتى نياز به زمان دارد و ما هنوز در آغاز راهيم.»

منبع: وبلاگ نوسانات

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۳


سلامی گرم!

سلام دوستان اميدوارم حالتون خوب باشه!از اينکه اين روزا اين ماهها کم کاری کردم ناراحت که نيستيد!خوب اوضاع احوال شما خوبه!راستی ديروز رفته بوديم نمايشگاه!جاتون خالی!.درياره بورس هم که اخبارای زياد خوبی شنيده نميشه!ميگن اقای مير مطهری ميخاد بره يکی وکس ديگه ای داره می آد که که اگه اسمشو بگم حالتون بد ميشه!خوب دوستان فعلا بايد صبر کرد تا يه مارمولک خوب بياد بورس رو نجات بده!بايد صبر کردخوب شما رو به خدا ميسپارم!با ارزو موفقيت ايرانی و ايران!

  
نویسنده : homayoun ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳